مجله اینترنتی آئین و اندیشه

هاروت و ماروت و ماجرای آموزش سحر به مردم شهر بابِل

۱۶ اسفند ۱۳۹۷

آیه ۱۰۲ سوره بقره به مورد عجیب هاروت و ماروت و آموزش سحر و جادو توسط این دو فرشته به مردم میپردازد و نقل قولهای فراوان و گاها ضد و نقیضی پیرامون هاروت و ماروت مطرح میشود.

در این مقاله از مجله اینترنتی حق لاین همه آنچه میخواهید درباره ماجرای هاروت و ماروت و آموزش سحر توسط آنها را بدانید برایتان نوشته ایم.

اگر دنبال سرگرمی و هیجان بیشتری هستید کلیک کنید: داستان های کوتاه قرآنی !

هاروت و ماروت در قرآن کریم

همه چیز از اینجا شروع میشود: آیه ۱۰۲ سوره بقره و آغاز بحثهای فراوان درباره این دو فرشته جنجالی!

مرحوم علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان میگوید بیشترین اختلاف نظر میان مفسرین درباره آیه هاروت و ماروت هست و بعد خود، به ۱۴ مورد از این اختلاف نظرها اشاره میکند.

ماهم ابتدا متن آیه ۱۰۲ سوره بقره و ترجمه آن را برایتان می آوریم و بعد میرویم سراغ اصل ماجرا:

وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ
وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلا تَکْفُرْ
فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ
وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلا یَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَهِ مِنْ خَلاقٍ
وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ

و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند.
و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل هاروت و ماروت، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‌دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند، مگر اینکه از پیش به او می‌گفتند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)»
ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‌آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ ولی هیچ گاه نمی‌توانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند.
آنها قسمتهایی را فرامی‌گرفتند که به آنان زیان می‌رسانید و نفعی نمی‌داد. و مسلما می‌دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت.
و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر می‌دانستند!

این را هم بخوانید:  داستان ابرهه و ابابیل برای کودکان

هاروت و ماروت چه بودند؟

با اینکه خود قرآن تصریح میکند آنها «مَلَک» (فرشته) بودند اما بازهم نقل قولهای اشتباه و خرافی میان مردم و حتی بعضی دانشمندان سالهای قدیم مرسوم بوده که میگویند هاروت و ماروت دو انسان بودند از اهالی بابِل.

حتی جزئیات دقیقی هم برای این دو به اصطلاح انسان آورده ایند از قبیل اینکه چهارشانه و قوی هیکل بودند و… ولی حقیقت ماجرا این است که هاروت و ماروت دو فرشته بودند که برای انجام یک ماموریت مهم از سوی خدا، به زمین آمدند.

سوالی که اینجا مطرح میشود این است که چگونه میشود فرشته با انسان ها معاشرت داشته باشد و حتی فراتر از آن، معلم و استاد انسان ها قرار بگیرد و به آنها سحر تعلیم بدهد؟

آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه در پاسخ به این سوال میگوید، خداوند زمانی که هاروت و ماروت را به زمین فرستاد، آنها را شکل بشر درآورد و به آنها صورت انسانی عطا کرد تا بتوانند با انسانها ارتباط برقرار نمایند.

ماموریت غیر ممکن: آموزش سحر به انسان!

اینجا هیجانی ترین و البته پر حاشیه ترین قسمت داستان است. طبق صریح آیه قرآن کریم، هاروت و ماروت از سوی خدا ماموریت داشتند روی زمین بیایند و در سرزمین بابِل به انسانها سحر و روش ابطال آن را تعلیم بدهند.

سحر هاروت و ماروت

بابِل از قدیمی ترین شهرها و سرزمین های روی زمین است که دارای تمدن چند هزار ساله میباشد و در کشور عراق کنونی واقع شده است.

شهر بابل؛ محل ماموریت هاروت و ماروت
شهر بابل

در دنیای صنعتی امروز شاید این حرف کمی عجیب بنظر برسد اما حقیقت این است که هاروت و ماروت مامور شده بودند سحر و روش های ابطال آن را به اهالی بابل آموزش بدهند.

این را هم بخوانید:  متن سوره نبا + خواص، قرائت و ترجمه در یک نوشته

البته همانطور که در ادامه خواهیم گفت؛ آموزش جادو و سحر فی نفسه جزو ماموریت این دو فرشته نبود بلکه روش باطل کردن سحر ماموریت اصلی هاروت و ماروت به حساب می آمد اما از آنجا که برای ابطال سحر، مردم ابتدا باید خود سحر را میشناختند لذا آنها ناچار بودند جادو و روشهای آن را هم به اهالی بابل آموزش بدهند.

چرا هاروا و ماروت سحر آموزش میدادند؟

برای پاسخ به این پرسش باید تاریخ را کمی به عقب برگردانیم. در دوران حضرت سلیمان نبی (علی نبینا و آله و علیه السلام) استفاده از سحر و جادو میان مردم به امری بسیار رایج و متداول تبدیل شده بود که این مسئله باعث بروز نگرانی هایی در سطح جامعه میشد.

ازینرو حضرت سلیمان پیش از پیدا شدن سروکله هاروت و ماروت کلیه اوراق حاوی سحر را از میان مردم جمع آوری و در مکان امنی پنهان کرد اما بعد از وفات ایشان، ساحران اوراق را دوباره پیدا کردند و باز همان آش و همان کاسه!

بعد از حضرت سلیمان و با قوت گرفتن دوباره کار جادوگران، خداوند به دو فرشته بنام هاروت و ماروت فرمان داد به بابل بروند و به مردم آموزشهای لازم برای مقابله با ساحران و روشهای از بین بردن جادو را بیاموزند.

از آنجایی که ما انسانها معمولا بی جنبه تشریف داریم، مردم بابل هم بجای اینکه از این تعلیمات برای مبارزه با جادوگری استفاده کنند، وسوسه شدند و از آموزشهای هاروت و ماروت سوء استفاده کردند و مردمی که خود قربانی سحر بودند، هرکدام به یک جادوگر قهار تبدیل شدند.

این در حالیست که طبق آیه ۱۰۲ سوره بقره، هاروت و ماروت پیش از آغاز آموزش سحر، تعهدات لازم را از مردم میگرفتند که مبادا از این تعلیمات استفاده نابجا کنند.

این را هم بخوانید:  با ۱۰ مورد از خواص آیت الکرسی آشنا شوید!

طبق فرموده قرآن، آنها به مردم متذکر میشدند که «إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلا تَکْفُرْ» یعنی ما وسیله ای برای آزمایش شماییم مبادا بی جنبه بازی دربیاورید و با توسل به سحر، در زمره کفار در بیایید اما ظاهرا اهالی بابل گوششان بدهکار این حرفها نبود.

واکنش مردم!

هرچه نیت هاروت و ماروت در این زمینه خیر بود، مردم اما تا توانستند بد عمل کردند.

آنها روشهای سحر را که به عنوان پیش نیاز برای باطل کردن سحر یاد گرفته بودند، تبدیل به یک کار و کاسبی خطرناک برای خودشان کردند.

یک نمونه از این کاسبی را قرآن در آیه مورد بحث ما اینگونه نقل میکند: «فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ» (آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‌آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند).

و اینگونه بود که مردم بابل، در این آزمون الهی بازنده شدند و نتوانستند به تعهدی که به هاروت و ماروت، این دو فرشته شریف الهی داده بودند مبنی بر اینکه از آموزشها سوء استفاده نکنند بدرستی عمل کنند.

قرآن کریم به این حقیقت در انتهای آیه ۱۰۲ سوره بقره اشاره میکند:

آنها قسمتهایی را فرامی‌گرفتند که به آنان زیان می‌رسانید و نفعی نمی‌داد.
و مسلما می‌دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت.
و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر می‌دانستند!

حکایت همچنان باقیست…

ابتدای این مقاله که تا اینجا ۱۱۷۶ کلمه شده گفتیم حرف و حدیث در پرونده هاروت و ماروت بسیار است و ما در این مقاله، نظر مفسران شیعه را در این باره آورده و از بیان جزئیات فنی که خارج از اصل ماجرا بود خودداری کردیم.

اما اگر دنبال مطالب بیشتری در این زمینه هستید، میتوانید به تفسیر علامه طباطایی در اینجا و تفسیر آیت الله مکارم شیرازی در اینجا مراجعه کنید.

اگر این مطلب مفید است، آنرا به اشتراک بگذارید!